ابتدا خوبه به طور خلاصه اشاره کنیم که به چه کسی پدر یک علم یا دیدگاه میگند.
در واقع به شخصی این لقب داده میشه که اولین نفری باشه که به صورت گسترده به اون موضوع پرداخته و احتمالا در رابطه با اون تالیفاتی هم داره ؛ اما صرف پرداختن به یک موضوع زیاد مهم نیست و مهمتر اینه که اگر به یک موضوع پرداخته میشه این پرداختها به صورت اصولی ، درست و منطقی باشه.
حال که با تعریفی کلی از لقب پدر یک دیدگاه و شرایط اخذ اون توسط یک فرد آشنا شدیم خوبه که بررسی کنیم و ببینیم که چه افرادی در این مرز سیاسی اینگونه خصوصیاتی رو در ارتباط با جهانبینیه گیاهخواری داشته اند.

یک دسته بندیه زمانی رو با توجه به فعالترین افراد در این حوزه میشه انجام داد :

1 _ ابو علی سینا و سایر افراد گیاهخوار در قرنهای دور

2_ دکتر غلامعلی بسکی و سایر افرادی که در سالهای اخیر زندگی کرده اند

3 _ صادق هدایت و افرادی که در زمانه ی او میزیسته اند

حال باید بررسی کرد که به کدامیک از افراد یا دسته های بالا میشه لقب پدر گیاهخواریه ایران رو داد...
در زیر به ترتیب به بررسی هر گزینه خواهیم پرداخت :

گزینه ی شماره ی 1 : در این دسته افراد زیادی قرار میگیرند ؛ افرادی که از خیلیهاشون حتی نامی هم در تاریخ نمونده اما به دلایل زیر نمیشه عنوان پدر گیاهخواریه ایران رو به فردی از این گروه نسبت داد :
الف : این گروه از افراد تالیفات مخصوص به گیاهخواری ارائه نکردند و اگر هم ارائه کردند با گذشت زمان دیگر اثری از اون آثار باقی نمونده و عملا نمی تونه سندی برای فعالیت اونها باشه.
ب : این افراد معمولا گیاهخواری را یک رژیم غذایی میدانسته اند که با آن سلامت روحی و روانی افراد تا حدودی افزایش پیدا میکند ؛ حال آنکه در دوران ما گیاهخواری به عنوان یک شیوه ی مبارزه ی بدون خشونت با سیستم حاکم بر روابط و فعالیتهای انسانی مورد بحث قرار میگیرد. _ ارجاع به مقاله ی «درک گیاهخواری به زبان ساده»_

گزینه ی شماره ی 2 : در این دسته افراد بسیار بزرگی قرار دارند که بدون شک قسمت زیادی از گیاهخواریه ایران مدیون فعالیتهای اونهاست اما به دلیل زیر نمیشه اونها رو هم پدر گیاهخواریه ایران نامید :
خیلی از افراد این دسته لایق این لقب هستند اما این مسئله که پیش از اونها اشخاصی بودند که خیلی اصولی به این دیدگاه پرداختند و اون رو گسترش دادند باید مورد توجه قرار بگیره...

گزینه ی شماره ی 3 : این دسته از افراد کسانی هستند که احتمالا بعضی از اونها فعالیتهایی در زمینه ی گسترش اصولی این دیدگاه داشتند.
این گروه دارای تالیفاتی نیز هستند که میشه اونها رو اولین تالیفات مخصوص به گیاهخواری در این مرز سیاسی لقب داد ...
پس با توجه به دلایل بالا بدون شک پدر گیاهخواریه ایران شخصی از همین دسته خواهد بود.

اما چه کسی؟؟؟
باید توجه کرد که شاید فعالیتها و تالیفاتی توسط اشخاص مختلف این گروه صورت گرفته اما شرط اینکه این فعالیتها و تالیفات بتوانند برای یک فرد لقب پدر گیاهخواریه ایران رو به ارمغان بیاورند موجود بودن اونها و همچنین تاثیر گذاری اونها بر افراد هست.
در میان این فعالیتها و تالیفات اونهایی که بیشترین گستردگی و گیرایی رو دارند متعلق به صادق هدایت هستند.
بدون شک خیلی از گیاهخواران ایرانی این دیدگاه خودشون رو به یکی از دو کتاب صادق هدایت _فواید گیاهخواری و انسان و حیوان_ مدیون هستند...
در این کتابها صادق هدایت به خوبی عقاید این دیدگاه رو بیان میکنه و از گیاهخواری به عنوان بهترین روش برای زندگی یاد میکنه. این کتابها یکی از بهترین مراجع گیاهخواران به زبان فارسی هستند.

ایشون در شرایطی سخن از حمایت از حقوق حیوانات میگه که مردم عادی حتی جرات بیان حمایت از حقوق انسانها رو نداشته اند.

و در نتیجه :
با توجه به دلایل بالا میشه صادق هدایت رو لایق ترین فرد برای دریافت لقب پدر گیاهخواریه ایران دونست...
"نظر بنده هم با نویسنده این مطلب همسو است"طاهری.

منبع http://www.veganforum.ir/showthread.php?t=663